...
فروغ خانم عین خیالش نبود!همان موقع وقتی اعتراض و تعجب مامان را دید ،فقط تکانی به هیکلش داد که نالهی مبل درآمد و گفت:« اشرف جون باباشم بهش میگه! ولی نامزدش میگه کاریش نداشته باشید. من دوس دارم!» من هم اگر جای او بودم، دوست داشتم...
به قلم و خوانش راضیه بابایی
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است