امواج آب مرا کم کم آرام کردند. آفتاب به خانه خود رفته بود و من در میان آب مانده بودم... «او» حتماً مرا به ساحل برده بود.... توی دلم از او می خواستم به شکل آدمی در بیاید تا من بتوانم او را لمس کنم و در آغوشش پناه بگیرم...
نویسنده: فرنگیس آریان پور
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است