راه برگشتن به هتل را تقريباً دويدم. دلم مي خواست هر چه زودتر آن را بپوشم. اما وقتي پا به درون اتاق گذاشتم احساس عجيبي بهم دست داد. يكدفعه چيزي مثل ترس توي دلم راه يافت. با پاهايي لرزان همه جا را سركشي كردم. ميترسيدم كسي توي حمام يا زير تخت قايم شده باشد. چنان سخت دنبال آدم مي گشتم كه علت ترسم را كه جلوي چشمم قرار داشت نميديدم...
نویسنده: فرنگیس آریان پور
کارگردان موزیکال: آناستاسیا دمیتریونا
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است