همهچیز از یک دفتر شروع میشه. دفترچهای دستنویس… یا ردّی از یه حقیقت تلخ.
تو این اپیزود، با داستانی روبهرو میشیم که انگار قراره همین فردا توی یه محلهی معمولی اتفاق بیفته: پسر صمدی گروگان گرفته شده، و حالا همهچی در گروی یه تصمیمه. صمدی پولهای بانک رو برای گروگان گیرها می بره.
بچه دزدها سارا دندون طلا و رضا گنده هستن. شخصیتهایی که خیلی خوب میشه تصورشون کرد و دنیاشون پر از خشونت و بزهکاری و فحشاست.
این اپیزود بخش اول از فصل سوم رمان هست و کار در آخر صمدی به قبرستان اتومبیلها کشیده میشه.
وقتشه از ماجراهای این فصل لذت ببری...
BRAND_USER
1 ماه پیشاخه چرا هااا شروع شد و کاری با مغز میکنن که با هر لحظه از دیالوگی که هر کاراکتر میشه با خودش میبره . کاملا حسش کردم .بی نظیره
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است