• 1 ماه پیش

  • 19

  • 01:05:59

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ۴۶۸

رواق / Ravaq
1
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۶۸

فعلات و فاعلاتن فعلات و فاعلاتن


که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامی

که به کوی بزم درد‌نوشان دو هزار جم به جامی؟


شده‌ام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم

که به همت عزيزان برسم به نيک‌نامی


تو که کيميافروشی نظری به قلب ما کن

که بضاعتی نداريم و فکنده‌ايم دامی


عجب از وفای جانان که تفقدی نفرمود

نه به نامه‌ای پيامی نه به خامه‌ای سلامی


اگر اين شراب خام است اگر آن حريف پخته

به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی


ز رهم ميفکن ای شيخ به دانه‌های تسبيح

که چو مرغ زيرک افتد نفتد به هيچ دامی


سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش

که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی


به کجا برم شکايت به که گويم اين حکايت

که لبت حيات ما بود و نداشتی دوامی


بگشای تير مژگان و بريز خون حافظ

که چنان کشنده‌ای را نکند کس انتقامی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads