• 2 ماه پیش

  • 14

  • 01:04:43

کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱

رواق / Ravaq
0
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۶۱

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


کتبتُ قصةَ شوقي و مَدمَعي باکي

بيا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی


بسا که گفته‌ام از شوق با دو ديده‌ی خود

اَيا منازلَ سلمي فَاين سَلماکی


عجيب واقعه‌ای و غريب حادثه‌ای

اَنَا اصطَبَرتُ قَتيلاً و قاتلي شاکي


که را رسد که کند عيب دامن پاکت

که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی

ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل

چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی


صبا عبيرفشان گشت ساقيا برخيز

و هاتِ شمسةَ کَرمٍ مُطَيِّبٍ زاکي


دَعِ التَّکاسُلَ تَغنَم فَقَد جَريٰ مَثَلٌ

که زاد راهروان چستی است و چالاکی


اثر نماند ز من بی شمايلت آری

اَريٰ مَآثِرَ مَحيايَ من مُحيّاکي


ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند

که همچو صنع خدایی ورای ادراکی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads