مادر پسری به نام جانیار

Marzieh alimohamadi
    2.8K
    میانگین پخش
    77.3K
    تعداد پخش
    25
    دنبال کننده
    اپیزود بیست و هشتم: دوباره ورق برگشت...
    • 281

    • 3 روز پیش
    یک سال شد از آخرین باری که نوشتم و از آخرین باری که ضبط کردم.در این یک سال چه ها که نشد در من، در مردمان م و در وطن...باز دنیا غافلگیرم کرد خیلی بیشتر از قبل. تاریخ انتشار: هفدهم مردادماه 1405  از این...
    یک سال شد از آخرین باری که نوشتم و از آخرین باری ک...
    26:29
    • 281

    • 3 روز پیش
    26:29
    اپیزود بیست و هفتم: قرار بود اپیزود آخر باشه ولی...
    • 603

    • 1 ماه پیش
    حدود 11 ماه از ضبط این اپیزود میگذره. زمانی که فکر میکردم دوباره کنترل زندگی رو به دست گرفتم. زمانی که همه چی خوب خوب بود، ورق برگشت، جوری که توان دوباره ایستادن رو از دست دادم.ساعت ها، روزها و ماه ها...
    حدود 11 ماه از ضبط این اپیزود میگذره. زمانی که فکر...
    22:19
    • 603

    • 1 ماه پیش
    22:19
    اپیزود بیست و ششم: ناامیدی های بسیار اما لحظه های نادر زیبایی
    • 2.0K

    • 10 ماه پیش
    زمستون گذشت و بهارون گذشتعطش رد شد و عطر بارون گذشتنه غم موندنی بود و نه سرخوشی جه شیرین، چه تلخ، سخت و آسون گذشتروزها گذراست، اگر باور داشته باشیم هیچ روزی موندگار نیست، سخت ترین و تلخ ترین روزها نیز...
    زمستون گذشت و بهارون گذشتعطش رد شد و عطر بارون گذش...
    22:27
    • 2.0K

    • 10 ماه پیش
    22:27
    اپیزود بیست و پنجم: نفرین به جنگ، سلام به صلح
    • 3.2K

    • 1 سال پیش
    صلح در لبخند یزدانی و پاک کودکان معنی ژرف نگاه پر امید مادر است صلح در تصویر فردای جهان آرزو نقش هر یک جلوه را در زندگی روشنگر است خنده های کودکان در نگاه مادران جلوه آینده را آینه دار دیگرست " صلح اگ...
    صلح در لبخند یزدانی و پاک کودکان معنی ژرف نگاه پر ...
    25:56
    • 3.2K

    • 1 سال پیش
    25:56
    اپیزود بیست و چهارم: انعکاس من
    • 2.7K

    • 1 سال پیش
    زمانی که این اپیزود رو می نوشتم، برای اولین بار هر چقدر فکر کردم که اسمش رو چی بزارم، هیچی به ذهنم نرسید. و وقتی برای ضبطش که آخرین باری بود که به استدیو انعکاس می رفتم به آقا پارسا گفتم اسمش رو نمیدو...
    زمانی که این اپیزود رو می نوشتم، برای اولین بار هر...
    20:20
    • 2.7K

    • 1 سال پیش
    20:20
    اپیزود بیست و سوم: ریشه در خاک
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    ...من اینجا ریشه در خاک م من اینجا اسفندهای زیادی رو به شوق قرمزی رنگ ماهی ها، به شوق سبزی سبزه ها و بنفشه های رنگارنگ دست فروش های دم عید، به ذوق عیددیدنی ها، کودکانه سپری کردم و سپری میکنمدقیقا یکسا...
    ...من اینجا ریشه در خاک م من اینجا اسفندهای زیادی ...
    21:00
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    21:00
    اپیزود بیست و دوم: دریا، پرنده، آرامش درون
    • 2.6K

    • 1 سال پیش
    وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میادانگار نه از یه شهر دور ،که از همه دنیا میادتا وقتی که در وا میشه، لحظه دیدن میرسههرچی که جاده ست رو زمین، به سینه ی من میرسه...امروز که دارم این اپیزود رو بعد ا...
    وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میادانگار نه از...
    23:00
    • 2.6K

    • 1 سال پیش
    23:00
    اپیزود بیست و یکم: به یاد اردوان و همه ی بچه های آسمانی
    • 2.4K

    • 1 سال پیش
    ای داغ از قلب پریشانم چه میخواهی، ای جای زخم کهنه از جانم چه میخواهی!دریاچه ای خشکیده در آغوش خود دارم، باران سرخ از ابر چشمانم چه میخواهی!ای وای از این، ای وای از این از دست دادن ها، ای مرگ از جان رف...
    ای داغ از قلب پریشانم چه میخواهی، ای جای زخم کهنه ...
    27:00
    • 2.4K

    • 1 سال پیش
    27:00
    اپیزود بیستم: روز موعود
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دیدکوه در رشته کوه بسیار است، کوه را در کویر باید دیدگرچه باغ من از درخت تهی است، در سرم فکر کاشتن دارمشعر را، عشق را، مکاشفه را...، همه را از نداشتن دارمواژگان ای...
    وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دیدکوه در رشت...
    25:30
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    25:30
    اپیزود نوزدهم: اتاق جایزه
    • 2.3K

    • 1 سال پیش
    چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید...واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد...(سهراب سپهری)قدرت واژگان رو دست کم نگیریم، قدرت باری که کلمات از خودشون ساطع می کنند رو ... ک...
    چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید...واژه ها را...
    29:27
    • 2.3K

    • 1 سال پیش
    29:27
    اپیزود هجدهم: قلعه درون
    • 3.2K

    • 1 سال پیش
    از زمستان چه خواهد ماند، وقتی بهار از راه برسد....( محمد شیرین زاده) از وقتی این بیت پر معنا و زیبا رو خوندم، مدام برای خودم تکرار میکنم تا یادم نره هیچ زمستانی ماندگار نخواهد بود، همانطور که بهار، تا...
    از زمستان چه خواهد ماند، وقتی بهار از راه برسد.......
    32:42
    • 3.2K

    • 1 سال پیش
    32:42
    اپیزود هفدهم: حرفهایی با خود جانیار
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده در شـب ظـلـمــانی ام، مـاه نــشـانـم بـدهيوسـف مصری ز چـاه، گـشت چنـان پادشـاه گـر کـه طـريـق ايـن بُـود، چـاه نـشـانـم بـدهبر قـدمت همچـو ...
    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده ...
    31:52
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    31:52
    اپیزود شانزدهم: المپیک - ترافیک
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    ای زندگی، تن و توانم همه توجانی و دلی، ای دل و جانم همه توتو هستی من شدی، از آنی همه منمن نیست شدم در تو، از آنم همه تو(مولانا)گاهی وقتی به نوشتن توضیحات که میرسم، دیگه حرفی برای زدن ندارم، احساس می ک...
    ای زندگی، تن و توانم همه توجانی و دلی، ای دل و جان...
    28:17
    • 2.5K

    • 1 سال پیش
    28:17
    اپیزود پانزدهم: هیچ...
    • 2.3K

    • 1 سال پیش
    ز تو هر ذره جهانی، ز تو هر قطره چو جامیچو ز تو یافت نشانی، چه کنم نام و نشان را(مولانا)متن این اپیزود رو زیاد دوست نداشتم، چون توی روزای سخت بستری پیوند که اصلا حرفم نمی اومد، نوشتم. حتی موقع ضبط ش هم...
    ز تو هر ذره جهانی، ز تو هر قطره چو جامیچو ز تو یاف...
    33:37
    • 2.3K

    • 1 سال پیش
    33:37
    اپیزود چهاردهم: انتخاب دوباره
    • 2.3K

    • 1 سال پیش
    نه تو می مانی و نه اندوه، و نه هیچ یک از مردم این آبادی!به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت، غصه هم می گذرد!آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند،لحظه ها عریانند. به تن لحظه ی...
    نه تو می مانی و نه اندوه، و نه هیچ یک از مردم این ...
    29:13
    • 2.3K

    • 1 سال پیش
    29:13
    اپیزود سیزدهم: سورپرایز واقعی
    • 2.5K

    • 2 سال پیش
    بماند به یادگار از روزهایی که این روزهای پر تشویش من رو خاص، دلچسب و دلپذیر کرد.باز هم از استدیو انعکاس و پرسنل خوش قلب شون ممنونم.تاریخ انتشار: نوزدهم مردادماه سال 1403از اینکه همچنان در معرفی این پ...
    بماند به یادگار از روزهایی که این روزهای پر تشویش...
    30:40
    • 2.5K

    • 2 سال پیش
    30:40
    اپیزود دوازدهم: ایمان به معجزه
    • 2.9K

    • 2 سال پیش
    در انتظارِ فردا شب را سحر کن؛ با کوله باری از نور شب گذر کن سر مست و عاشقانه؛ در خود نظر کن!بشکن در قفس را… از تن رها شو… من با امید در انتظار فردای روشن، از شب های تاریک گذر کردم و امروز همون فردایی ...
    در انتظارِ فردا شب را سحر کن؛ با کوله باری از نور ...
    32:30
    • 2.9K

    • 2 سال پیش
    32:30
    اپیزود یازدهم: الگوی من: مهری جون
    • 3.0K

    • 2 سال پیش
    هر کسی توی زندگی و یا در یک موضوع خاص الگویی داره که اگر الگوهای واقعی نبودن، شاید انتخاب مسیر درست دشوار میشد. و الگوی من در خیلی از جوانب در زندگیم " مهری جونه". ای کاش جوری رفتار کنیم که الگویی برا...
    هر کسی توی زندگی و یا در یک موضوع خاص الگویی داره ...
    30:34
    • 3.0K

    • 2 سال پیش
    30:34
    اپیزود دهم: ملاقات با مادر کیانا(بانو سعیده قدس)
    • 2.7K

    • 2 سال پیش
    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیتطیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوتبه در آی تا ببینی طیران آدمیتنه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتمهم از آدمی شنیدم بیان آدمیت(سعدی)این اپ...
    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه ...
    25:27
    • 2.7K

    • 2 سال پیش
    25:27
    اپیزود نهم : یه فیدبک، یه بستنی میوه ای
    • 2.6K

    • 2 سال پیش
    زمانی که این اپیزود رو ضبط کردم، یک ساعت قبلش یه سورپرایز فوق العاده شدم. که باعث شد ضبط اون رو با یه انرژی مضاعف انجام بدم. از اون سورپرایزهایی که به آدم خیلی می چسبه و حال خوب کنه، توسط تیم استدیو ا...
    زمانی که این اپیزود رو ضبط کردم، یک ساعت قبلش یه س...
    28:34
    • 2.6K

    • 2 سال پیش
    28:34
    اپیزود هشتم: عید، کوه، رودخونه
    • 3.2K

    • 2 سال پیش
    حالیا معجزه باران را باور کنو سخاوت را در چشم چمن زار ببینو محبت را در روح نسیمکه در این کوچه تنگبا همین دست تهیروز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد!خاک جان یافته استتو چرا سنگ شدی؟تو چرا این همه دلتنگ شد...
    حالیا معجزه باران را باور کنو سخاوت را در چشم چمن ...
    31:00
    • 3.2K

    • 2 سال پیش
    31:00
    اپیزود هفتم: از نوشتن دست نکش
    • 2.5K

    • 2 سال پیش
    این اپیزود با بقیه ی اپیزودها برام فرق داره، اول های نوشتن ش بودم که اتفاقاتی افتاد که دیگه نمی خواستم بنویسم، ولی فقط به خاطر شماها که همراهم هستین و من رو می شنوید و دنبال می کنید ادامه دادم و از نو...
    این اپیزود با بقیه ی اپیزودها برام فرق داره، اول ه...
    26:47
    • 2.5K

    • 2 سال پیش
    26:47
    اپیزود ششم: بهشت برین محک
    • 2.7K

    • 2 سال پیش
    من بهشت رو دیدم. نه اون بهشتی که توی اون دنیا و بعد از مرگ نویدش رو به ما دادند. بهشت توی این دنیا و در همین نزدیکی بود. بهشت توی بلوار اوشان و در محک بود. برای دیدنش فقط باید چشمان رو شست و جور دیگر ...
    من بهشت رو دیدم. نه اون بهشتی که توی اون دنیا و بع...
    29:49
    • 2.7K

    • 2 سال پیش
    29:49
    اپیزود پنجم: تولد جانیار
    • 2.5K

    • 2 سال پیش
    مژده ای دل که مسیحا نفسی می آیدکه از انفاس خوشش بوی کسی می آیداز غم هجر مکن ناله و فریاد که منزده ام فالی و فریادرسی می آیدجانیار با به دنیا آمدنش مژده ای بود بر دل من و امیدوارم فریادرسی باشه بر ناله...
    مژده ای دل که مسیحا نفسی می آیدکه از انفاس خوشش بو...
    23:39
    • 2.5K

    • 2 سال پیش
    23:39
    اپیزود چهارم: لالایی
    • 3.5K

    • 2 سال پیش
    اپیزود چهارم: لالاییاین مدت که شماها رو کنارم دارم خیلی خیلی بهترم و پر از انرژی م.ممنون که من رو می شنوید و دنبال می کنید، اگر براتون امکان داشت برام کامنت بزارین و این پادکست رو به بقیه معرفی کنید.ض...
    اپیزود چهارم: لالاییاین مدت که شماها رو کنارم دارم...
    29:33
    • 3.5K

    • 2 سال پیش
    29:33
    اپیزود سوم: میم مثل مادر
    • 4.0K

    • 2 سال پیش
    ضمن تبریک سال نو، از اینکه صدای من رو شنیدین و دنبال کردین ازتون بی نهایت ممنونماز این همه انرژی و دعاهایی که برای جانیار بدرقه کردین بازم ممنونممن ایمان پیدا کردم که روزهای خوب در انتظاره و جانیار دو...
    ضمن تبریک سال نو، از اینکه صدای من رو شنیدین و دنب...
    30:38
    • 4.0K

    • 2 سال پیش
    30:38
    نشونه ی خدا
    • 2.9K

    • 2 سال پیش
    این داستان منه، داستان مادری که برای کودکی و آینده ی پسرش کلی برنامه داشت ولی تقدیر برنامه های دیگری رو سر راهش قرار داد.این داستان مادرهای کودکانی ه که با سرطان جگرگوشه شون مواجه شدن و میشن ولی هیچ و...
    این داستان منه، داستان مادری که برای کودکی و آینده...
    30:27
    • 2.9K

    • 2 سال پیش
    30:27
    چرا من؟ چرا پسر من؟
    • 8.4K

    • 2 سال پیش
    این داستان منه، داستان مادری که برای کودکی و آینده ی پسرش کلی برنامه داشت ولی تقدیر برنامه های دیگری رو سر راهش قرار داد.این داستان مادرهای کودکانی ه که با سرطان جگرگوشه شون مواجه شدن و میشن ولی هیچ و...
    این داستان منه، داستان مادری که برای کودکی و آینده...
    30:06
    • 8.4K

    • 2 سال پیش
    30:06
    shenoto-ads
    shenoto-ads