پانصد غزل - بخش چهارم

پانصد غزل
    79
    میانگین پخش
    15.3K
    تعداد پخش
    27
    دنبال کننده
    شمارۀ 196 - غزلی از پوران کاوه
    • 279

    • 1 سال پیش
    بیا با من بخوان آوازهاى بى‏‌صدایم را به یغما مى‏‌برد امشب خیالت خواب‏‌هایم را چه ویران مى‏‌کند باز این دل دردآشنایم را ز گلدان‏‌هاى امیدم بهار کاغذى روید غمت آتش زند دلتنگى بى‏‌انتهایم را  بدون موج بی...
    بیا با من بخوان آوازهاى بى‏‌صدایم را به یغما مى‏‌ب...
    01:52
    • 279

    • 1 سال پیش
    01:52
    شمارۀ 195 - غزلی از فرزانه یاورزاده
    • 223

    • 1 سال پیش
    در لاله زار عمرهر صبح در زلال نگاهت وضو کنم‏ در لاله‏‌زار عمر تو را جستجو کنم‏ پیوند توست تجربۀ بیست ساله‏ام‏ زان پاره‌‏هاى خستۀ دل را رفو کنم‏ گر سوز شمع عشق بسوزد مرا چه باک؟ شادم که عرض خدمت دل را ...
    در لاله زار عمرهر صبح در زلال نگاهت وضو کنم‏ در لا...
    01:28
    • 223

    • 1 سال پیش
    01:28
    شمارۀ 194 - غزلی از نصرالله مردانی
    • 239

    • 1 سال پیش
    آتش همه از نای تو بود و تو نبودیدیشب شب رؤیای تو بود و تو نبودی با من یله یلدای تو بود و تو نبودیدل زیر لب آهسته تمنای تو می‌کرد بر لب همه نجوای تو بود و تو نبودیدیشب که شب از آینۀ ماه گل انداخت گل سا...
    آتش همه از نای تو بود و تو نبودیدیشب شب رؤیای تو ب...
    03:27
    • 239

    • 1 سال پیش
    03:27
    شمارۀ 193 - غزلی از نصرالله مردانی
    • 93

    • 1 سال پیش
    می‌زند شعله به جان، آتش پنهانی منمهربان آمدی ای عشق به مهمانی من پر شد از بوی خوشت خلوت روحانی منخوش بر آورده سر از باغ تماشای وجود سروناز تو به سرفصل زمستانی منهیچ کس غیر تو ای خرمی دیده نخواند حرف ن...
    می‌زند شعله به جان، آتش پنهانی منمهربان آمدی ای عش...
    02:13
    • 93

    • 1 سال پیش
    02:13
    شمارۀ 192 - غزلی از ناهید یوسفی
    • 78

    • 1 سال پیش
    به دورِ آتش و عشق و شراره می‌چرخم نیامدم بنشینم، دوباره می‌چرخمو در حضورِ تو در هر کناره می‌چرخمبرای چرخه زدن، کنجِ خانه کافی نیستبه کوچه می‌روم و آشکاره می‌چرخمنیازمندِ تفأل نبوده چرخشِ منبدونِ شبهه ...
    به دورِ آتش و عشق و شراره می‌چرخم نیامدم بنشینم، د...
    01:58
    • 78

    • 1 سال پیش
    01:58
    شمارۀ 191 - غزلی از ناهید یوسفی
    • 65

    • 1 سال پیش
    تو را در بیت بیت دفتر احساس می‌خوانم‏ تو را اندازۀ گل‏‌بیت یک آواز می‌فهمم‏ زبانت را نه از امروز، از آغاز می‌فهمم‏کتاب ساده‏‌اى گلواژه‏‌هاى آشنا دارى‏ تو را تا می‌‏گشایم نکته‌‏هایى باز می‌فهممکسى در چ...
    تو را در بیت بیت دفتر احساس می‌خوانم‏ تو را اندازۀ...
    01:33
    • 65

    • 1 سال پیش
    01:33
    شمارۀ 190 - غزلی از ناهید یوسفی
    • 56

    • 1 سال پیش
    یاد مرا بر گیسوان باد بنشانید از درد روییدم، مرا با درد بنویسیدبر خاک من لیلاى صحراگرد بنویسیدطرح خزان دارد سراپاى غزل‌‏هایم‏ هر بیت آن را روى برگ زرد بنویسیدابیات غمناکم پیام خسته روحى را تا هر کجا د...
    یاد مرا بر گیسوان باد بنشانید از درد روییدم، مرا ب...
    01:56
    • 56

    • 1 سال پیش
    01:56
    شمارۀ 189 - غزلی از ناهید یوسفی
    • 57

    • 1 سال پیش
    هنوز آوای حوّا خواب آدم را می‌آشوبد به رسم رستگاری آمدیم و راه ما گم شد مسیر این سفر از غفلت ناگاه ما گم شدز شرق روحمان نامحرمان خورشید را بردند شب مهتابی ما رفت و قرص ماه ما گم شدبپرسید از هواداران ...
    هنوز آوای حوّا خواب آدم را می‌آشوبد به رسم رستگار...
    02:07
    • 57

    • 1 سال پیش
    02:07
    شمارۀ 188 - غزلی از خسرو احتشامی
    • 62

    • 1 سال پیش
    حضور گرم پرستو به باغ صبحدمی                    تو آن گلی که به مرداب خواب می‌رویی گیاه عشق منی، در سراب می‌روییحضور گرم پرستو به باغ صبحدمی که با طلوع گل آفتاب می‌روییبه قصر قیری شب، پاک تر ز هر تصوی...
    حضور گرم پرستو به باغ صبحدمی                    تو...
    02:00
    • 62

    • 1 سال پیش
    02:00
    شمارۀ 187 - غزلی از حسین منزوی
    • 87

    • 1 سال پیش
    چگونه می بری از یاد داغ یاران را؟چگونه باغ تو باور کند بهاران را ؟که سال‌ها نچشیده ست، طعم باران راگمان مبر که چراغان کنند دیگر بارشکفته‌ها تن عریان شاخساران راو یا ز روی چمن بسترد دوباره نسیمغبار خست...
    چگونه می بری از یاد داغ یاران را؟چگونه باغ تو باور...
    02:33
    • 87

    • 1 سال پیش
    02:33
    شمارۀ 186- غزلی از حسین منزوی
    • 97

    • 1 سال پیش
    شراب چشم‌های تو  شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانیمرا دریاب ای خورشید در چشم تو زندانی خوش آن روزی که بینم باغ خشک آرزویم رابه جادوی بهار خنده هایت می شکوفانی بهار از رشک گل های شکرخند تو خواهد مـُـرد...
    شراب چشم‌های تو  شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی...
    01:41
    • 97

    • 1 سال پیش
    01:41
    شمارۀ 185 - غزلی از حسین منزوی
    • 53

    • 1 سال پیش
    سودای پریشانی اینک این من: سر به سودای پریشانی نهادهداغ نامت را نشان کرده، به پیشانی نهادهگریه ام را می خورم زیرا که می ترسم ز بارانمثل برجی خسته، برجی رو به ویرانی نهاده!از هراس گم شدن در گیسویت با د...
    سودای پریشانی اینک این من: سر به سودای پریشانی نها...
    01:50
    • 53

    • 1 سال پیش
    01:50
    شمارۀ 184 - غزلی از حسین منزوی
    • 70

    • 1 سال پیش
    سفر به خیر گل من که می روی با باد سفر به خیر گل من که می روی با بادز دیده می روی اما نمی روی از یادکدام دشت و دمن یا کدام باغ و چمن،کجاست مقصدت ای گل ؟ کجاست مقصد باد؟مباد بیم خزانت که هر کجا گذریهزار...
    سفر به خیر گل من که می روی با باد سفر به خیر گل من...
    01:58
    • 70

    • 1 سال پیش
    01:58
    شمارۀ 182 - غزلی از حسین منزوی
    • 83

    • 1 سال پیش
    دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست دریای شورانگیز چشمانت چه زیباستآن جا که باید دل به دریا زد همین جاستدر من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال‌انگیز دریاستگل کرده باغی از ستاره در نگاهت آنک چراغانی ...
    دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست دریای شورانگیز چش...
    02:24
    • 83

    • 1 سال پیش
    02:24
    شمارۀ 183 - غزلی از حسین منزوی
    • 98

    • 1 سال پیش
    «سلیس و ساده بگویم: «دلم گرفته برایتبه سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایتدلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایتنه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیزکه آورَد دلم ای دوست تاب وسوسه‌هایتتو را ز جرگۀ انبوه خا...
    «سلیس و ساده بگویم: «دلم گرفته برایتبه سینه می زند...
    02:02
    • 98

    • 1 سال پیش
    02:02
    شمارۀ 181 - غزلی از حسین منزوی
    • 69

    • 1 سال پیش
    گلی که می شکند، عشق بی‌گناه من استبه شب سلام که بی تو رفیق راه من استسیاه چادرش امشب، پناهگاه من استبه شب که آینۀ غربت مکدر منبه شب که نیمۀ تنهایی سیاه من استهمین نه من در شب را به یاوری زده امکه وقت ...
    گلی که می شکند، عشق بی‌گناه من استبه شب سلام که بی...
    01:56
    • 69

    • 1 سال پیش
    01:56
    شمارۀ 180 - غزلی از حسین منزوی
    • 76

    • 1 سال پیش
    عصیر دفتر «حافظ»؟ شراب شیرازی؟تلاقی بشکوه مه و معمایی تراکم همۀ رازهای دنیاییبه هیچ سلسلۀ خاکیان نمی­مانی تو از کدامین دنیای تازه می­آیی؟عصیر دفتر «حافظ»؟ شراب شیرازی؟ چه هستی آخر؟ کاین گونه گرم و گیر...
    عصیر دفتر «حافظ»؟ شراب شیرازی؟تلاقی بشکوه مه و معم...
    02:14
    • 76

    • 1 سال پیش
    02:14
    شمارۀ 179 - غزلی از حسین منزوی
    • 77

    • 1 سال پیش
    از نام تو به بام افق‌ها عَلَم زدم تا صبح‌دم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبح‌دم زدمبا آسمان مفاخره کردیم تا سحراو از ستاره دم زد و من از تو دم زدماو با شهاب بر شبِ تب‌کرده خط کشیدمن برق...
    از نام تو به بام افق‌ها عَلَم زدم تا صبح‌دم به یاد...
    02:11
    • 77

    • 1 سال پیش
    02:11
    شمارۀ 178 - غزلی از حسین منزوی
    • 57

    • 1 سال پیش
    کران تا کران، حسرتی بی کرانه مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصۀ تلخ دردآفرینمکه دیگر نپرسند از من نشانهنجوید مرا چشم افسانه جویینگوید مرا قصّه گوی زمانهمن آن مرغ غمگین تنهانش...
    کران تا کران، حسرتی بی کرانه مجویید در من ز شادی ن...
    02:43
    • 57

    • 1 سال پیش
    02:43
    شمارۀ 177 - غزلی از حسین منزوی
    • 54

    • 1 سال پیش
    عصیانیِ من ای دل، ای بی تاب دیوانه امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانهدر کوچه های ذهنم ــ اکنون بی تو ویرانه ــپشت کدامین در کسی جز تو تواند بودای تو طنین هر صدا و روح هر خانه!اینک صعودم تا به اوج عشق ...
    عصیانیِ من ای دل، ای بی تاب دیوانه امشب به یادت پر...
    02:08
    • 54

    • 1 سال پیش
    02:08
    شمارۀ 176 - غزلی از حسین منزوی
    • 61

    • 1 سال پیش
    مرا چشمان دل‌سنگی به خاک تیره بنشانید شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه من چون غنچه های صبح‌دم بسیار دلتنگممرا چون آینه هرکس به کیش خویش پنداردوالّا من چو مِی با مست و با هشیار یک‌رنگمشبی در گو...
    مرا چشمان دل‌سنگی به خاک تیره بنشانید شبی با بید م...
    01:55
    • 61

    • 1 سال پیش
    01:55
    شمارۀ 175 - غزلی از حداد عادل
    • 66

    • 1 سال پیش
    ندانستم که روزی می‌شوم مجنون چشمانت! نمی‌دانم چه تاثیری‌ست در افسون چشمانت که صد دل می‌شود با یک نظر مفتون چشمانتبسی افسانه می‌خواندم حکایت‌های مجنون را ندانستم که روزی می‌شوم مجنون چشمانتکتاب صورتت ر...
    ندانستم که روزی می‌شوم مجنون چشمانت! نمی‌دانم چه ت...
    01:52
    • 66

    • 1 سال پیش
    01:52
    شمارۀ 174 - غزلی از حداد عادل
    • 61

    • 1 سال پیش
    ندارم گوهری جز اشک تا ریزم به پای تو به زنجیر محبت بسته‌ای پای نگاهم را مبادا گم کنم در کوچۀ تردید راهم راتو بارانی که بر خاک کویر تشنه می‌باری تو مهتابی که روشن می‌کنی شام سیاهم رابه گِرد قامت زیبای ...
    ندارم گوهری جز اشک تا ریزم به پای تو به زنجیر محبت...
    02:24
    • 61

    • 1 سال پیش
    02:24
    شمارۀ 173 - غزلی از حداد عادل
    • 53

    • 1 سال پیش
    سپیدی گل یاسی، تو آبیِ آبیتو مثل برگ گلی، مثل قطرۀ آبیتو صاف و ساده و پاکی، لطیف و شادابی ستارۀ سحری، آفتاب صبح‌دمیتو روشنایی شب‌های پاک مهتابی تو سرخی گل سرخی، تو سبزی چمنی سپیدی گل یاسی، تو آبیِ آبی...
    سپیدی گل یاسی، تو آبیِ آبیتو مثل برگ گلی، مثل قطرۀ...
    01:53
    • 53

    • 1 سال پیش
    01:53
    شمارۀ 172 - غزلی از غلامعلی حداد عادل
    • 55

    • 1 سال پیش
    خانه‌ای در کوچه‌باغ دل،‌ پذیرای همهای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه آفتاب صورتت خورشید فردای همه ای دل دریایی‌ات کشتی‌نشینان را امید ای دو چشم روشنت فانوس دریای همه خنده‌های گاه گاهت خندۀ خورشید صبح ش...
    خانه‌ای در کوچه‌باغ دل،‌ پذیرای همهای دو چشمانت چ...
    02:01
    • 55

    • 1 سال پیش
    02:01
    شمارۀ 171 - غزلی از محمدعلی بهمنی
    • 53

    • 1 سال پیش
    عاشقِ آن لحظۀ توفانی‌ام با همۀ بی سر و سامانی‌امباز به دنبالِ پریشانی‌امطاقتِ فرسودگی‌ام هیچ نیستدر پیِ ویران شدنی آنی‌امآمده ام بلکه نگاهم کنیعاشقِ آن لحظۀ توفانی‌امدل‌خوشِ گرمای کسی نیستمآمده ام تا ...
    عاشقِ آن لحظۀ توفانی‌ام با همۀ بی سر و سامانی‌امبا...
    02:03
    • 53

    • 1 سال پیش
    02:03
    شمارۀ 170 - غزلی از محمدعلی بهمنی
    • 50

    • 1 سال پیش
    بشکن قرق را ماه من، بیرون بیا امشب از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب؟شاید تو می خواهی مرا در کوچه‌ها امشبپشت ستون سایه ها روی درخت شبمی جویم اما نیستی در هیچ جا امشبمی دانم آری نیستی، اما نمی دانم بیه...
    بشکن قرق را ماه من، بیرون بیا امشب از خانه بیرون م...
    02:34
    • 50

    • 1 سال پیش
    02:34
    شمارۀ 169 - غزلی از محمدعلی بهمنی
    • 36

    • 1 سال پیش
    از حال من مپرس که بسیار خسته‌ام!از زنــدگی از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار خسته‌امدلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماهامشب دگر ز هر که و هر کار خسته‌امدل‌خسته سوی خانه تن خسته می کشمآوخ ...
    از حال من مپرس که بسیار خسته‌ام!از زنــدگی از این ...
    01:28
    • 36

    • 1 سال پیش
    01:28
    شمارۀ 168 - غزلی از حمید مصدق
    • 60

    • 1 سال پیش
    مرا بگذار و بگذرمرا با سوز جان بگذار و بگذراسیر و ناتوان بگذار و بگذرچو شمعی سوختم از آتش عشقمرا آتش‌به‌جان بگذار و بگذردلی چون لاله بی داغ غمت نیستبر این دل هم نشان بگذار و بگذرمرا با یک جهان اندوه ج...
    مرا بگذار و بگذرمرا با سوز جان بگذار و بگذراسیر و ...
    01:25
    • 60

    • 1 سال پیش
    01:25
    شمارۀ 167 - غزلی از حمید مصدق
    • 63

    • 1 سال پیش
    فروغ روی تو سازد دل مرا روشن به خلوت شب بی ماهتاب من بگذر به شام تار من ای آفتاب من بگذر کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است فرشته‌وار شبی را به خواب من بگذر نگاه مست تو را آرزوکنان گفتم بیا به پرتو ...
    فروغ روی تو سازد دل مرا روشن به خلوت شب بی ماهتاب ...
    01:36
    • 63

    • 1 سال پیش
    01:36
    شمارۀ 166 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 95

    • 1 سال پیش
     چون شمعِ سَحَر یک مژه خفتن نتوانم دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین دردِ نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرمِ سخن گفتن و از جامِ نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیالِ تو چو مهتابِ شبانگاه گر دامن...
     چون شمعِ سَحَر یک مژه خفتن نتوانم دارم سخنی با تو...
    02:07
    • 95

    • 1 سال پیش
    02:07
    شمارۀ 165 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 77

    • 1 سال پیش
     در آستان عشق، فراز و نشیب نیستآن را که در هوای تو یک دم شکیب نیست با نامه‌ایش گر بنوازی غریب نیستامشب خیالت از تو به ما با صفاتر است چون دست او به گردن و دست رقیب نیستاشکم همین صفای تو دارد ولی چه سو...
     در آستان عشق، فراز و نشیب نیستآن را که در هوای تو...
    01:41
    • 77

    • 1 سال پیش
    01:41
    شمارۀ 164 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 95

    • 1 سال پیش
     سپه تتار بشکن! نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکندر این حصار جادویی روزگار بشکنچو شقایق از دل سنگ برآر رایت خونبه جنون صلابت صخرۀ کوهسار بشکنتو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانهلب زخم دیده بگشا صف انتظا...
     سپه تتار بشکن! نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن...
    02:23
    • 95

    • 1 سال پیش
    02:23
    شمارۀ 163 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 46

    • 1 سال پیش
     خوش می‌رود از شوق تو با قافلهٔ اشک ای سلسله ی شوق تو بر پای نگاهم سرشار تمنای تو مینای نگاهمروی تو ز یک جلوۀ آن حسن خداداد صد رنگ گل آورده به صحرای نگاهمتو لحظهٔ سرشار بهاری که شکفته‌ست در باغ تماشای...
     خوش می‌رود از شوق تو با قافلهٔ اشک ای سلسله ی شوق...
    01:56
    • 46

    • 1 سال پیش
    01:56
    شمارۀ 162 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 48

    • 1 سال پیش
    سامان دل، به جرعۀ فرجام داده ایممستیم و دل به چشم تو و جام داده ایم سامان دل، به جرعۀ فرجام داده ایممحرم تری ز مردمک دیدگان نبود زآن با نگاه سوی تو پیغام داده ایمچون شمع اگر به محفل تو ره نیافتیم مهتا...
    سامان دل، به جرعۀ فرجام داده ایممستیم و دل به چشم ...
    01:36
    • 48

    • 1 سال پیش
    01:36
    شمارۀ 161 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 58

    • 1 سال پیش
     اشکم که به دنبال تو آوارۀ شوقمدر یاد منی حاجت باغ و چمنم نیستجایی که تو باشی خبر از خویشتنم نیستاشکم که به دنبال تو آوارۀ شوقمیارای سفر با تو و رای وطنم نیستاین لحظه چو باران فرو ریخته از برگصد گونه ...
     اشکم که به دنبال تو آوارۀ شوقمدر یاد منی حاجت باغ...
    01:57
    • 58

    • 1 سال پیش
    01:57
    شمارۀ 160 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 46

    • 1 سال پیش
    آهوی وحشی و در چشمۀ روشن نگرستننه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستننه ز بند تو رهایی نه کنار تو نشستنای نگاه تو پناهم! تو ندانی چه گناهی‌ستخانه را پنجره بر مرغک طوفان‌زده بستنتو مده پندم از این عشق ...
    آهوی وحشی و در چشمۀ روشن نگرستننه توانم به تو پیوس...
    01:51
    • 46

    • 1 سال پیش
    01:51
    شمارۀ 159 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 57

    • 1 سال پیش
    می دانی و می پرسی‌ام ای چشم سخنگوی هر چند امیدی به وصال تو ندارمیک لحظه رهایی ز خیال تو ندارمای چشمۀ روشن منم آن سایه که نقشیدر آینۀ چشم زلال تو ندارممی دانی و می پرسی‌ام ای چشم سخنگویجز عشق جوابی به ...
    می دانی و می پرسی‌ام ای چشم سخنگوی هر چند امیدی به...
    01:22
    • 57

    • 1 سال پیش
    01:22
    شمارۀ 158 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 42

    • 1 سال پیش
    خندۀ صبح بهارانی هنوز در نگاه من، بهارانی هنوز پاک تر از چشمه سارانی هنوز روشنایی بخش چشم آرزو خندۀ صبح بهارانی هنوز در مشام جان به دشت یادها باد صبح و بوی بارانی هنوز در تموز تشنه کامی های من برف پاک...
    خندۀ صبح بهارانی هنوز در نگاه من، بهارانی هنوز پاک...
    01:21
    • 42

    • 1 سال پیش
    01:21
    شمارۀ 157 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 54

    • 1 سال پیش
    ای نگاهت خندۀ مهتاب‌ها ای نگاهت خنده مهتاب‌هابر پرند رنگ رنگ خواب‌هاای صفای جاودان هرچه هست:باغ‌ها، گل‌ها، سحرها، آب‌هاای نگاهت جاودان افروختهشمع ها، خورشیدها، مهتاب‌هاای طلوع بی زوال آرزودر صفای روشن...
    ای نگاهت خندۀ مهتاب‌ها ای نگاهت خنده مهتاب‌هابر پر...
    01:23
    • 54

    • 1 سال پیش
    01:23
    شمارۀ 156 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 64

    • 1 سال پیش
    شهر خاموش من!شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟ شور و شیدایی انبوه هَزارانت کو؟ می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟ کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن شیهۀ اسب و هیاهوی سوارانت کو...
    شهر خاموش من!شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟ شور ...
    01:50
    • 64

    • 1 سال پیش
    01:50
    شمارۀ 155 - غزلی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
    • 59

    • 1 سال پیش
    آواز باد و بارانای مهربان تر از برگ در بوسه های باران بیداری ستاره در چشم جویباران آیینۀ نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران، بازآ که در هوایت خاموشی جنونم فریاد ها برانگیخت از سنگ ک...
    آواز باد و بارانای مهربان تر از برگ در بوسه های با...
    02:05
    • 59

    • 1 سال پیش
    02:05
    شمارۀ 154 - غزلی از محمدتقی مردانی-فراز
    • 70

    • 1 سال پیش
    کوچه باغ خاطرات کودکی‌ها         تا تبسم می‌کنی من شهد و شکّر می‌نویسم تا که لب وا می‌کنی قند مکرر می‌نویسمتا نگاهم می‌کنی خورشید رخشان می‌سرایم تا نگاهت می‌کنم ماه منور می‌نویسمتا بدانی در دیار عشق ت...
    کوچه باغ خاطرات کودکی‌ها         تا تبسم می‌کنی من...
    02:31
    • 70

    • 1 سال پیش
    02:31
    شمارۀ 153- غزلی از سپیده کاشانی
    • 55

    • 1 سال پیش
    به پژواک صدا دمساز شد شور جنون با منچه کردی انتظار، ای انتظار لاله گون با من که این‌سان همسفر شد جای دل یک لُجّه خون با من؟گرفتم تیشۀ تیز قلم، هموار سازم ره نگر چون کرد ای محبوب رنج بیستون با من!تو را...
    به پژواک صدا دمساز شد شور جنون با منچه کردی انتظار...
    02:13
    • 55

    • 1 سال پیش
    02:13
    شمارۀ 152 - غزلی از: محمود شریف‌صادقی-وفا
    • 39

    • 1 سال پیش
    چراغ روشن آرامگاه خویشتنمشب است و دست به دامان آه خویشتنم به شام حیرت، گم‌کرده راه خویشتنمگشاده چشم به آفاق انتظار و امید پی نظارۀ رخسار ماه خویشتنمبه شهر عشق و تمنا، به مُلک استغنا گدای خویشتن و پادش...
    چراغ روشن آرامگاه خویشتنمشب است و دست به دامان آه ...
    02:07
    • 39

    • 1 سال پیش
    02:07
    شمارۀ 151 - غزلی از: محمود شریف‌صادقی-وفا
    • 28

    • 1 سال پیش
    جانانه در کنار، ولی غم‌گسار نیست جانانه در کنار، ولی غم‌گسار نیست سوزم ز درد و با منش از قهر کار نیستدستم به زلف پُرشِکن او نمی‌رسد بخت وصال و دولت بوس و کنار نیستبس آزموده‌ایم در این دیرِ دیرگرد دردی...
    جانانه در کنار، ولی غم‌گسار نیست جانانه در کنار، و...
    01:56
    • 28

    • 1 سال پیش
    01:56
    شمارۀ 150 - غزلی از: محمود شریف‌صادقی-وفا
    • 30

    • 1 سال پیش
    امید از تو نشویم به دوستی سوگند!رہ خلاف نپویم به دوستی سوگند سخن گزاف نگویم به دوستی سوگندهزار بار مرا گر برانی از در خویش امید از تو نشویم به دوستی سوگندگرم به ناوک مژگان هزار پاره کنی ز راه شکوه نمو...
    امید از تو نشویم به دوستی سوگند!رہ خلاف نپویم به د...
    01:32
    • 30

    • 1 سال پیش
    01:32
    شمارۀ 149 - غزلی از: محمود شریف‌صادقی-وفا
    • 25

    • 1 سال پیش
    خوش‌تر ز دوا بلای عشقتتا دل شده مبتلای عشقت سر باخته‌ام به پای عشقتبيگانه شود ز هر دو عالم آن کس که شد آشنای عشقتآفاق پر است و گوش ما کر از همهمه و صدای عشقتاز بام و در و هوا نيوشد عاشق همه جا نوای عش...
    خوش‌تر ز دوا بلای عشقتتا دل شده مبتلای عشقت سر باخ...
    01:32
    • 25

    • 1 سال پیش
    01:32
    شمارۀ 148 - غزلی از: محمود شریف‌صادقی-وفا
    • 29

    • 1 سال پیش
    ز راه مهر، تو ای گل‌بُن امید بیابه باغ بوی گل و عطر جان وزید بیا ز خاک، نسترن و لاله بردمید بیابه بوی روی تو از خاک تیره سر زده‌اند گل شقایق و نسرین و شنبلید بیابه پبشباز تو ای ماه! مِهر عالمتاب به هر...
    ز راه مهر، تو ای گل‌بُن امید بیابه باغ بوی گل و عط...
    02:27
    • 29

    • 1 سال پیش
    02:27
    شمارۀ 147 - غزلی از فروغ فرخزاد
    • 63

    • 1 سال پیش
    چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنیچون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنی سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنیرگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه‌های وسوسه مغشوش می‌کنیدست مرا که ساقۀ سبز نوازش است با برگ‌های مرده هم‌آغ...
    چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنیچون سنگ‌ها صدای مرا ...
    01:52
    • 63

    • 1 سال پیش
    01:52
    shenoto-ads
    shenoto-ads