کتاب صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی

امیرعلی مهاجری
39
میانگین پخش
267
تعداد پخش
3
دنبال کننده
رمان صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی/فصل آخر
  • 0

  • 2 سال پیش
فصل پنجممادربزرگ، عاشقانه‌های تاریخی و پنجره‌ای رو به خاکبه کُت پشمی پدربزرگ نگاه کردم و ناگهان خندیدم. یاد خاطره دو ماه قبل افتادم. روزی که پدربزرگ به‌خاطر پیشرفت آلزایمر بعضی چیزها را از یاد می‌برد....
فصل پنجممادربزرگ، عاشقانه‌های تاریخی و پنجره‌ای رو...
55:32
  • 0

  • 2 سال پیش
55:32
رمان صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی/فصل پنجم
  • 0

  • 2 سال پیش
 فصل پنجمدریای خزر، صیاد و دفترچه ای که پنهان مانده بودساحل دریا بر خلاف فصل تابستان خلوت بود. چند خانواده‌ای از شهرهای دیگر برای مسافرت به آنجا آمده و در کنار ماشینشان چادری برپا کرده بودند. ماهیگیرا...
 فصل پنجمدریای خزر، صیاد و دفترچه ای که پنهان ماند...
34:12
  • 0

  • 2 سال پیش
34:12
رمان صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی/فصل چهارم
  • 0

  • 2 سال پیش
فصل چهارمگلزار ماچیان، بدرقه و خاک‌سپاری  آمبولانس از شهر خارج شد و پس از پیمودن ده کیلومتر وارد جادة املش شد. جاده‌ای تقریباً صاف و کشیده که در انتهایش به کوهی جنگلی ختم می‌شد و در دو طرف آن زمین‌های...
فصل چهارمگلزار ماچیان، بدرقه و خاک‌سپاری  آمبولانس...
21:14
  • 0

  • 2 سال پیش
21:14
رمان صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی/فصل سوم
  • 0

  • 2 سال پیش
فصل سومرودسر، بن بست ارغوان و خانه‌ای با شیروانی نارنجی ·        ای‌کاش صبح نشه … ·        از الان بهش فکر نکن. برو استراحت کن، امروز همش تو راه بودی. از وقتی هم رسیدی استراحت نکردی·        مهرناز؟·  ...
فصل سومرودسر، بن بست ارغوان و خانه‌ای با شیروانی ن...
50:48
  • 0

  • 2 سال پیش
50:48
رمان صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی/ فصل دوم
  • 0

  • 2 سال پیش
فصل دومجاده، باران و جاده‌ای که انتهایش نزدیک بود قدیما بین این کوه ها غاری وجود داشته که یک صداهایی ازش به گوش می‌رسیده … حالا به دلیل صدای انعکاس باد و یا عبور مروری بوده یا هر چیزی اما مردم منطقه د...
فصل دومجاده، باران و جاده‌ای که انتهایش نزدیک بود ...
13:16
  • 0

  • 2 سال پیش
13:16
رمان صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی/فصل اول
  • 0

  • 2 سال پیش
فصل اولجاده، قطار و خاطرات به چهرة تک‌تک افراد حاضر در قطار نگاه کردم. یک مرد میان‌سال و یک زن سالخورده به همراه دختر جوانش که می‌توانستم حدس بزنم نهایتاً بیست و دو سال دارد؛ گرم صحبت بودند. بی‌وقفه ل...
فصل اولجاده، قطار و خاطرات به چهرة تک‌تک افراد حاض...
43:54
  • 0

  • 2 سال پیش
43:54
رمان صوتی پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی/ تیتراژ و عوامل
  • 0

  • 2 سال پیش
نویسنده: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورضبط در استودیو راوامیکس و مسترینگ استودیو عسراکارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریتهیه و تولید از استودیو نوو...
نویسنده: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورضبط در ا...
00:43
  • 0

  • 2 سال پیش
00:43
shenoto-ads
shenoto-ads