استاد نیما به یاد قدیم که توی اتاقش
می نشست و شعر بی قافیه می گفت و چای هورت می کشید، حالا داخل کافه ای دنج که ماه ها خلوت گاهش شده، کنار پنجره ای رو به حیاط کوچک کافه نشسته بود و در حال تایپ شعر جدیدش بر صفحه لپ تاپ بود که ناگهان مردی که موهای بلندش را با کش پشت سرش دم اسبی بسته بود وارد سالن کافه شد و به سمت پذیرش رفت...
اپیزودی دیگر از سری پادکست های داستانی در رادیو سودا: پادکست "مردک بی قافیه "
نویسنده: مطهره شفقتی
گوینده: سروش شرافت نیا، مطهره شفقتی، پریا حکاک، پیمان قنبری
میکس: بهاران پاییز
کاور: مائده اسماعیل زاده
لینک کانال تلگرام
لینک اینستاگرام
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است