کیک تولد کوچکی جلوی رویشان روی چهارپایه قرار داشت. یک شمع هم روی کیک بود. به نظر میرسید توی حیاط خانهشان جشن تولد گرفته بودند...به روایت راضیه حسنشاهیتنظیم از فاطمه نوروزیان...
کیک تولد کوچکی جلوی رویشان روی چهارپایه قرار داشت....
04:10
8
1 سال پیش
04:10
اینجای ماجرا
13
1 سال پیش
من نه رهبر مملکت هستم که با صلابتِ صدایم ساختههای دشمن را ویران کنم، نه سردبیر گروه دفاعی صدا سیما که چند دقیقه بعد از انفجار دفترم،شجاعانه رو به دوربین ماجرا را روایت کنم...به روایت و تنظیم فاطمه نو...
من نه رهبر مملکت هستم که با صلابتِ صدایم ساختههای...
07:16
13
1 سال پیش
07:16
ملجأ قلب
15
1 سال پیش
اگر سمت محله ما رو بزنن...اگر سمت گشت همسرم رو بزنن...اگر شب بترسم...اگر دیگه صدای همسرم رو نشنوم...به روایت زینب کریمی...
اگر سمت محله ما رو بزنن...اگر سمت گشت همسرم رو بزن...
03:14
15
1 سال پیش
03:14
میروم که برگردم
14
1 سال پیش
خیال میکردم سوار یک بالنم و برای اوجگرفتنش باید خانه و اثاثش را یکییکی بیندازم پایین. پدرومادر، همسر و بچهها، خودم. هنوز تا پرواز خیلی کار داشتم...به روایت فاطمه کیائی...
خیال میکردم سوار یک بالنم و برای اوجگرفتنش باید ...
02:45
14
1 سال پیش
02:45
موشک و اشمیت
12
1 سال پیش
من و نزدیک به ۵۰ نفر دیگر در گوگلمیت نشسته بودیم و درست وسط پینگپنگ موشکهای ایران و اسراییل «خرده جنایتهای زناشوهری»ِ اشمیت را میخواندیم و ...به روایت جیران مهدانیان...
من و نزدیک به ۵۰ نفر دیگر در گوگلمیت نشسته بودیم ...
05:01
12
1 سال پیش
05:01
رزمندگان کوچک
8
1 سال پیش
گفتم:«بچه ها بیاید ما هم به رزمندههامون کمک کنیم.» هر کدام از یک طرف آمدند نزدیکم. _چجوری؟! _تسبیح برداریم و صلوات بفرستیم براشون.مرتضی جوری نگاهم کرد که یعنی: « که چی بشه؟» ...به روایت فاطمه رزمخوا...
گفتم:«بچه ها بیاید ما هم به رزمندههامون کمک کنیم....
01:37
8
1 سال پیش
01:37
شوک گوزنی
7
1 سال پیش
در هیچ کتاب و کلاس آموزشی به منِ جوجه نویسنده نگفتند شهید آوینی چطور وسط جنگ و توپ و تانک دوربین و قلم دست گرفت. هیچ کس نگفت اگر جنگ شد، باید بلد باشی چطور بنویسی و چطور فکر کنی...به روایت و تنظیم فاط...
در هیچ کتاب و کلاس آموزشی به منِ جوجه نویسنده نگفت...
05:08
7
1 سال پیش
05:08
شهری یک دستتر از قبل
6
1 سال پیش
دلم نمیخواهد پیام را جدی بگیرم. با اینکه ضرری ندارد، اما لجبازی میکنم. با خودم میگویم اگر شهر را زدند کنسرو و پاور بانک به چه دردی میخورند؟!...به روایت فاطمه سادات موسویتنظیم از فاطمه سعادتخواه...
دلم نمیخواهد پیام را جدی بگیرم. با اینکه ضرری ندا...
03:41
6
1 سال پیش
03:41
اختلال پارانویا
11
1 سال پیش
هنوز صداش توی مغزم است. صدا برای دو سه سال پیش است. صدای خشدارِ زنی که میگوید: "حالا اینم شهید میشه، بعد، دوباره..." بعدش را یادم نیست. صدای زن همینجا قطع میشود. بعد دوباره چه؟ خاطرم نیست. زن صداش...
هنوز صداش توی مغزم است. صدا برای دو سه سال پیش است...