روزه ات را با گیلاس باز کن ، نوشته ی حافظ خیاوی ، داستان پسری است نوجوان که عاشق دختر دایی خود سومان است و سعی میکند کارهایی انجام دهد که نظر او را به خود جلب کند. سومان از او سیزده ماه بزرگتر است و به همین دلیل خیلی ادعای بزرگی و فهمیدگیاش میآید و غالبا پسرک را دست میاندازد و او را بچه میبیند. پسر هم برای اینکه نشان دهد مرد شده مثل بزرگترها روزه میگیرد _آن هم با چه مشقتی_ زیرا اگر مادرش بفهمد با کمک خواهرهایش او را میگیرند و در حلقش غذا میریزند تا روزۀ او را بشکنند.
از همین صدا بشنوید:
افسانه ی هزار و یک شب:
گلستان سعدی:
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است