او در باران آرام آرام آمد.او سردرد دارد.من دارو دادم .من در را آرام بستم .توران آناناس دوست ندارد.او انار دوست دارد .تابان با من دوست است. من او را دوست دارم....
او در باران آرام آرام آمد.او سردرد دارد.من دارو دا...
09:44
3
7 ماه پیش
09:44
دیکته شماره 20
3
7 ماه پیش
دانا_بادبان_دندان_درمان_آباداندربان_تن_نم_من_بدن_آسمانآن مرد سامان نام دارد.من نادان را دوست ندارم.برادرم در آبادان است.آبادان دور است....